نشست علمی بررسی ابعاد سیاسی و بین المللی تهاجم اسرائیل به غزه توسط انجمن علوم سیاسی ایران و با همکاری دانشگاه امام صادق ( ع ) و انجمن ایرانی روابط بین الملل دوشنبه ۳۰ دی ماه در تالار شیخ مرتضی انصاری دانشگاه تهران برگزار شد.
در این نشست دکتر اصغر افتخاری ، دکتر حاکم قاسمی ، دکتر جلال دهقانی ، دکتر مهدی ذاکریان ، دکتر کاظم سجاد پور و جناب آقای صباح زنگنه درباره "نقد عملکرد سازمان ملل در وضعیت بحرانی غزه"، "بررسی و نقد عملکرد کشورهای عربی حامی اسرائیل"، "بررسی ابعاد امنیتی جنگ در منطقه و پیامدهای آن" و "ابعاد انسانی و بشردوستانه بحران غزه" سخنرانی کردند. خلاصه برخی از سخنرانی های این نشست را بخوانید:
مشروعیت قدرت نظامی اسراییل در فجایع اخیر در غزه زیر سوال رفته است
در این نشست كاظم سجادپور استاد دانشکده روابط بین الملل دانشکده وزارت خارجه گفت: تا مدتی پیش قدرت نظامی، تنها مبنای تولید امنیت بود و با تولید ترس، امنیت ایجاد میشد اما با وقوع انقلاب اسلامی این تفكر كمكم كاهش پیدا كرد.
این استاد روابط بینالملل با بیان این كه بحران غزه را میتوان از زوایای مختلف انسانی، مذهبی، اخلاقی مورد بررسی قرار داد، اظهار كرد: اگر بخواهیم رابطهی سیستم بینالملل و بحران غزه را بررسی كنیم باید ارتباط میان زمین، هویت، مقاومت و هژمونی بینالمللی را مورد توجه قرار دهیم.
وی با اشاره به موضوع تحول در مفهوم قدرت و ناكارآیی قدرت نظامی گفت: تا مدتی پیش قدرت نظامی، تنها مبنای تولید امنیت بود و با تولید ترس، امنیت ایجاد میشد اما با وقوع انقلاب اسلامی این تفكر كمكم كاهش پیدا كرد و ترس از قدرت نظامی بر اثر انقلاب فرو ریخت و روز به روز رو به كاهش است؛ در حالی كه اسراییل قدرت نظامی برتر است و سعی میكند برتری نظامی خود را حفظ كند.
این استاد دانشكده روابط بینالملل وزارت امور خارجه ادامه داد: آمریكا نیز در رابطه با موقعیت نظامی كه در عراق به وجود آمد از قدرت نظامیاش كاسته شد؛ چرا كه هرچند رژیم صدام را بر هم زد اما با قدرت نظامی نتوانست به اهدافی كه در نظر داشت دست یابد. بنابراین قدرت نظامی آمریكا نیز فرو ریخت.
او تصریح كرد: در حملات اخیر، نومحافظهكاران آمریكا معتقدند قدرت نظامی اسراییل در مقابل حماس باید به طور كامل به كار گرفته شود تا همه بترسند و با احیای ترس و قدرت نظامی میتوان خللی را كه در تفكر مربوط به شكستناپذیری اسراییل ایجاد شده بود را از بین برد و از این طریق روش سركوبی نظامی در ایران را نیز پیگیری كرد.
سجادپور ادامه داد: میتوان گفت شكست مفهومی از ابعاد عملیاتی قابل اهمیتتر است. از این جهت مشروعیت قدرت نظامی اسراییل در فجایع اخیر در غزه زیر سوال رفته است و شاهدیم علاوه بر مقاومتهای مردم مظلوم غزه، جهانی شدن احساسات نیز مطرح است؛ چرا كه همهی افراد كره زمین هر شب شاهد كشته شدن مردم مظلوم غزه هستند و نمیتوانند نسبت به این جنگ بیتفاوت باشند.
این استاد دانشكده روابط بینالملل وزارت امور خارجه اظهار كرد: از طرف دیگر در رابطهی این بحران و سیستم بینالمللی با تكثر بازیگران بینالمللی مواجه هستیم؛ چرا كه در گذشته تعداد بازیگران بینالمللی محدود بود اما در حال حاضر حماس از جایگاه بسیار موثری برخوردار است و با وجود اینكه سعی میشود حماس را عامل ایران معرفی كنند، اما حماس با دیگر بازیگران منطقهیی نیز تعاملات جدی دارد.
وی افزود: نكتهی دیگر نیز كه باید مورد توجه قرار داد، پیوستگی مرزهای داخلی، بینالمللی و منطقهیی است؛ چرا كه جهانی شدن احساسات موجب از بین رفتن این مرزها میشود و در ادامهی آن شاهدیم كه مصر ناگهان موضع خود را در این ارتباط تغییر داد و این دلیلی جز پیوستگی مرزهای داخلی، منطقهیی و بینالمللی ندارد.
سجادپور در پایان گفت: البته بازیگران بینالمللی با محدودیتهایی روبهرو هستند و محدودیتهای آمریكا به عنوان یك بازیگر برجسته كه در كل خاورمیانه دارای اثرگذاری استراتژیك است نیز موجب شده كه اوباما در این ارتباط موضعگیری نكند؛ چرا كه تا حدودی این پدیده را شناسایی كرده و میداند كه میزان و نوع بازیگری آمریكا در منطقه با محدودیتهایی روبهرو است.
قطعنامه شورای امنیت به لحاظ حقوقی و سیاسی بیشترین منافع را برای اسرائیل داشت
مهدی ذاكریان رئیس انجمن ایرانی روابط بینالملل در نشست علمی بررسی ابعاد سیاسی و بینالملل تهاجم به غزه گفت: نكته ای را كه باید افكار عمومی كشورهای اسلامی به ویژه كشور ما به آن توجه داشته باشند تفكیكی است كه ما باید بین سازمان ملل متحد و كشورها قائل شویم.
ذاكریان گفت: سازمان ملل یك دولت نیست بلكه كارمند دولتها است و دبیركل و شورای امنیت كارگزاران دولتها هستند با این تفاوت كه بعضی از اركان سازمان ملل اركانی هستند كه در آن دموكراسی تا اندازه ای دیده میشود و دولتها از یك قدرتی برخوردار هستند ولی بعضی از اركان دیگر در دست قدرتهای بزرگ است.
وی در ادامه گفت: طبیعتاً شورای امنیت چنین وضعیتی دارد بنابراین نباید انتظار داشته باشیم كه شورای امنیت سازمان ملل متحد در زمینه مسائل فلسطین مبتنی بر قواعد حقوق بینالملل و عدالت تصمیم بگیرد.
ذاكریان ادامه داد: اگر این مفروض را داشته باشیم در داوری خود نسبت به سازمان ملل دچار خطا شدهایم و این سازمان را درست نشناختهایم و بنابراین این را باید به عنوان یك پیش زمینه در رابطه با بحث فلسطین و سازمان ملل در نظر داشته باشیم.
وی اظهار داشت: اما اینكه در بحران غزه سازمان ملل چه كارهایی را انجام داد باید گفت كار این سازمان را میتوان تقسیم بندی كرد.
این كارشناس روابط بین الملل افزود: بیشترین فعالیت را در سازمان ملل نهادهای متخصص مانند آژانسهای امداد و كمكرسانی این سازمان می توانستند انجام دهند.
وی گفت: بر اساس گزارشها این سازمان مكان هایی را به عنوان مكان امن اعلام كرد مثل مدرسه تحت نظر آنروا كه طی هفته گذشته چهل نفر در آن كشته و 100 نفر زخمی شدند.
ذاكریان ادامه داد: اینها وضعیتهای تلخی است و نشان میدهد كه حقوق و اخلاق و انسانیت در غزه ذبح میشود و متأسفانه ما شاهد نبودیم كه راهكاری جدی از سوی مجامع بین المللی برای تحكیم دولت فلسطین به دست بیاید.
وی گفت: فعالیت بعدی مربوط به شورای امنیت سازمان ملل بود كه با تأخیر بسیار زیاد صورت گرفت كه در این خصوص قطعنامه ای صادر شد ضمن اینكه این قطعنامه به لحاظ حقوقی و سیاسی بیشترین منافع را برای اسرائیل داشت. انتظار میرفت در مسائل مربوط به نقض فاحش حقوق بشر وارد عمل شوند كه كمیسیونهای تخصصی سازمان ملل هم دارای قدرت اجرایی و عملی نیستند.
ذاكریان ادامه داد: بنابراین موقعی میتوانیم بگوییم سازمان ملل موفق عمل كرده است كه اقدامات جدی انجام دهد و نهادهایی برای پیگیری و بررسی قضیه تشكیل دهد كه هیچ كدام از اینها در قطعنامه پیشبینی نشده است.
ذاكریان گفت: محكمه دائمی دیوان كیفری بینالملل نیز كاملاً از سازمان ملل منفك است و ركن و نهاد سازمان ملل نیست ولی همكاریهایی با آن دارد، حال بحث بر سر این است كه آیا دیوان كیفری بینالملل می توانست وارد این مسئله شود یا خیر؟ مسلماً خیر چون در قوانین بین المللی اصلاً دولتی به نام فلسطین وجود ندارد.
ذاكریان ادامه داد: تأسیس محكمه كیفری بینالملل موقتی از سوی شورای امنیت نیز ممكن نیست و كشورهایی كه این بحث را مطرح میكنند خودشان وارد اساسنامه دیوان كیفری بینالملل نشدهاند.
وی افزود: از عواملی كه كشورهای اسلامی باید اجرا كنند این است كه ابتدا خودشان اساسنامه تصویب نمایند سپس از كشورهای دیگر خواهان این كار شوند.
وی افزود: بیشتر كشورهای اسلامی این كار را نكردهاند بنابراین این تقاضا و درخواست كشورهای اسلامی اساساً با بیمهری كشورهای بزرگ مواجه شده است.
وی در پایان گفت: نتیجهگیری میكنیم در زمینه این مسئله سازمان ملل صرفاً افكار عمومی را آرام كرده و هیچ گونه اقدامی در زمینه قضایی انجام نداده و نمیدهد.
الگوهای مقاومت سلبی بر مبنای دفع فتنه در درون منطقه استوار است
اصغر افتخاری استاد دانشگاه امام صادق (ع) در نشست علمی بررسی ابعاد سیاسی و بین المللی تهاجم اسرائیل به غزه كه در دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: تجزیه و تحلیل جنگ 33 روزه نشان بر آسیب پذیری جدی اسرائیل داشت و این رژیم نتوانست به اهداف راهبردی خود دست یابد و بسیاری از كارشناسان در آن موقع بیان میكردند اقدام اسرائیل برای جنگ دوباره ضرورت ندارد و نتایج منفی جنگ 33 روزه هم باید مانع جنگی دوباره می شد.
افتخاری ادامه داد: برای درك این مطلب كه چرا اسرائیل دوباره چنین تجربه ای را تكرار كرده است باید نگاهی به الگوهای رفتاری منطقه در قبال رژیم اسرائیل داشت. از ابتدای تاسیس این رژیم تا امروز دو الگوی اصلی رفتاری در منطقه مقابل اسرائیل اتخاذ شده است. یك الگو، بحث مقابله و دیگری سازش بوده است و آنچه كه مهم است الگوی مقاومت است كه در منطقه شكل گرفته است.
افتخاری ادامه داد: الگوی مقاومت با دو شكل اصلی قابل شناسایی است كه تحت عنوان الگوی مقاومت سلبی و ایجابی مطرح است.
این كارشناس مسائل استراتژیك گفت: الگوهای مقاومت سلبی در واقع بر مبنای دفع فتنه در درون منطقه استوار بوده است یعنی آنها به دنبال این بودند كه پدیده ناامنی را مدیریت نمایند و حتی با دادن هزینه هایی آن را به نقطه مطلوب برای طرفین برسانند.
وی افزود: آنچه كه جمهوری اسلامی دنبال كرده است در واقع الگویی از مقاومت بر مبنای رفع فتنه بود یعنی باید در منطقه پدیده ناامنیزا مانند اسرائیل نباشد بنابراین این دو الگوی مقاومتی در طول تحولات منطقه پیوسته با همدیگر تعاملات مثبت و منفی داشته اند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: آنچه كه برای راهبرد امنیتی اسرائیل مهم بوده این بوده است كه بتواند این دو الگوی مقاومت را تضعیف نماید.
وی افزود: اسرائیل بیشترین تعارض را با الگوی مقاومت ایجابی دارد كه جمهوری اسلامی طرفدار آن بوده و حزب الله آن را پیگیری می كرده است.
وی افزود: جنگ 33 روزه در واقع تجربه نظامی بود كه اسرائیل برای تضعیف این الگو به كار گرفت ولی نتایج حاصل تامین كننده اهداف راهبردی اسرائیل نبود و اتفاقی كه افتاد در هر دو سطح الگوی مقاومت نتیجه داد.
افتخاری ادامه داد: از یك طرف الگوی مقاومت ایجابی با نمایندگی حزب الله توانست در مقابل الگوهای نظامی اسرائیل موجودیت خود را حفظ كند و یكی از نتایج جنگ 33 روزه این بود كه الگوی ایجابی از درون معادلات منطقه حذف نشد و هنوز هم منادیانی دارد.
افتخاری گفت: اتفاقی كه از نظر براوردهای راهبردی برای اسرائیل خطرناك بود این بود كه الگوی مقاومت سلبی كه به نوعی به دنبال مصالحه هم می گشت با نتیجه مثبت حزب الله دچار برداشت های جدید شد. بنابراین تاثیراتی كه جنگ 33 روزه روی مقاومت ایجابی گذاشت حفظ این الگو و بر روی مقاومت سلبی بالا بردن سطح توقعات و سرمایه برای چانه زنی بود.
تأثیر این جنگ بر اوضاع منطقه و جهان چنان بود كه اصلاح نخواهد شد
صباحزنگنه كارشناس مسائل خاورمیانه در نشست علمی بررسی ابعاد سیاسی و بین المللی تهاجم اسرائیل به غزه گفت: شرایط منطقه و جهان و تأثیرات بیآبرویی و رسوایی این جنگ و شرایط شیطانی كه بر منطقه وارد شد به شكلی است كه قبل از آتشبس بسیاری از محافل به این نتیجه رسیدند كه جنگ غزه باید هر چه زودتر تمام شود.
وی در ادامه افزود: تأثیر این جنگ بر اوضاع منطقه و جهان چنان بود كه اصلاح نخواهد شد و رفتار و رویه اسرائیل در این شرایط فاصلهها و جداییها را دو چندان كرد.
این استاد دانشگاه اظهار داشت: اسرائیل برخلاف همه نظامهای دنیا سعی كرده با تشكیلات نظامی در سرزمینی كه از قبل وجود داشته برای خود دولتی تشكیل دهد و این سرزمین را آباد كند و مردم را دور خود جمع كند و با این وجود نتیجه گرفته میشود كه تمام تشكیلات و نهادها و روند آنها شكل طبیعی به خود نمیگیرد.
وی به روش های مختلف رژیم صهیونیستی برای جمع كردن مردم در این منطقه اشاره كرد و گفت: با ایجاد نوعی ثبات و استحكام در منطقه، جامعه اسرائیلی مجبور میشود بر اساس سیاستگذاری رهبران خود از طریق روشهای مختلف از جمله استفاده مفرط از خشونت و قوه قهریه، فراهم كردن امكانات مادی فوقالعاده، احساس دائمی نگرانی و ترس، ایجاد فضاهای تبلیغاتی و عمیق، انعقاد قراردادهای استراتژیك با جاهای مختلف این اعضا را به هم وصل كند اما همچنان این جامعه احساس از هم گسیختگی موجودیتی و قومیتی دارد كه به تبع آن به چنین عملهایی دست میزند كه مشابه تاریخی ندارد.
وی خشونت غزه را بیسابقه خواند و گفت: در یك جغرافیای محدود ۱۰ در ۳۵ كیلومتری با یك میلیون و ۵۰۰ هزار جمعیت و زمینی مسطح و بدون موانع جغرافیایی ۱۰۰ فروند هواپیما و ۱۱ تیپ نظامی با تجهیزات كامل نظامی مجاز و غیرمجاز وارد حمله میشود كه ما در هیچ جنگی شاهد چنین خشونتی نبودیم و آن هم به دلیل مشكلات و بحران موجودیتی اسرائیل است.
این كارشناس خاورمیانه ادامه داد: یكی از مباحث جدی كه گاهی اوقات از سوی رهبران اسرائیل نشر پیدا میكند این است كه برای تداوم حیات اسرائیل باید راهكاری پیدا كرد و در نتیجه با آوردن مهاجرین جدید و عقد قراردادهای صلح با كشورهای همسایه برای حل این بحران اقدام كنند.
وی با مهم خواندن بحران انگیزه در اسرائیل گفت: سه نسل از جامعه اسرائیل نسل مؤسس، نسل ادامهدهندگان حكومت و نسل سوم حاكمان فعلی هستند و این در حالی است كه جوانان این جامعه به اهداف جامعه تعلق ندارند و به هیچ كدام از انگیزهها علاقه ندارد.
زنگنه گفت: مهمترین بحران از نظر رئیسجمهور اسرائیل بحران انگیزه است كه با تمام امكانات و پشیبانیهایی كه از سوی دولتهای مختلف از آنها صورت میگیرد با آن مواجه هستند.






